تحولات منطقه

آسیای میانه با فرار از انحصار روسیه و چین، به‌دنبال راهی به آب‌های آزاد است. ایران با دو بازوی “سرخس” و “دوغارون” کلید این بن‌بست جغرافیایی است؛ مشروط بر آنکه بروکراسی مرزی جای خود را به لجستیک هوشمند دهد.

زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه

منطقه آسیای میانه شامل پنج جمهوری قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان است. این منطقه، به‌عنوان یکی از محصورترین پهنه‌های جغرافیایی جهان در خشکی، صحنه رقابت و تعامل قدرت‌های بزرگ فرامنطقه‌ای به شمار می‌رود.

بررسی روندهای ژئوپلیتیک و اقتصادی منطقه نشان می‌دهد که جمهوری‌های آسیای میانه دیگر صرفاً بازیگران منفعل یا اقمار قدرت‌های سنتی نیستند؛ بلکه با اتخاذ سیاست خارجی چندبرداری، در پی حداکثرسازی منافع ملی، تنوع‌بخشی به شرکای خارجی و کاهش وابستگی خود به یک قدرت واحد هستند.

در این میان، جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کشورهای پیرامونی آسیای میانه، ظرفیت قابل‌توجهی برای شکستن بن‌بست جغرافیایی این منطقه و اتصال آن به آب‌های آزاد جهان دارد. این نقش از طریق دو محور مرزی متمایز، اما هم‌افزا قابل تعریف است:

  • منطقه آزاد سرخس: دروازه تماس مستقیم ریلی و زمینی ایران با کشورهای آسیای میانه از مسیر مرز ترکمنستان.
  • منطقه آزاد دوغارون: مرز اتصال ایران با افغانستان که، اگرچه بخشی از جغرافیای آسیای میانه محسوب نمی‌شود، می‌تواند به‌عنوان دالان واسط و مسیر پیونددهنده کشورهای آسیای میانه، به‌ویژه تاجیکستان و ازبکستان، با آب‌های آزاد جنوب ایران عمل کند.

از این منظر، سرخس نقش هاب تماس مستقیم و دوغارون نقش هاب دالان واسط را ایفا می‌کند. تفکیک دقیق این دو مأموریت، برای طراحی سیاست ترانزیتی و توسعه زیرساخت‌های مرزی ایران اهمیت اساسی دارد.

  1. موازنه قدرت‌های فرامنطقه‌ای در آسیای میانه

چهار بازیگر اصلی فرامنطقه‌ای در آسیای میانه، از ابزارهای متفاوت امنیتی، اقتصادی، سیاسی و زیرساختی برای گسترش نفوذ خود استفاده می‌کنند.

    • روسیه: نفوذ امنیتی و پیوندهای تاریخی

روسیه همچنان شریک امنیتی اصلی و سنتی بسیاری از کشورهای آسیای میانه است. پیمان امنیت دسته‌جمعی، اتحادیه اقتصادی اوراسیا، پیوندهای تاریخی و فرهنگی، کاربرد گسترده زبان روسی و حضور میلیون‌ها کارگر مهاجر آسیای میانه در روسیه، از مهم‌ترین ابزارهای نفوذ مسکو به شمار می‌روند. با وجود این، جمهوری‌های منطقه در پی تحولات ژئوپلیتیک اخیر تلاش کرده‌اند وابستگی امنیتی و اقتصادی انحصاری خود به روسیه را تعدیل کنند. این کشورها ضمن حفظ روابط تاریخی با مسکو، به دنبال توسعه روابط موازی با چین، اتحادیه اروپا، ترکیه، ایالات متحده و کشورهای همسایه هستند.

    • چین: برتری اقتصادی و توسعه زیرساخت

چین از طریق ابتکار کمربند و جاده و سرمایه‌گذاری‌های گسترده در حوزه انرژی، معادن و حمل‌ونقل، به یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری و اقتصادی آسیای میانه تبدیل شده است. خرید گاز ترکمنستان و نفت قزاقستان، توسعه مسیرهای ریلی و جاده‌ای و ایجاد پیوندهای لجستیکی زمینی، از محورهای اصلی سیاست چین در منطقه محسوب می‌شود. پکن همچنین تلاش می‌کند با توسعه مسیرهای زمینی، وابستگی تجارت خود به مسیرهای شمالی و دریایی را کاهش دهد. با این حال، حجم بالای وام‌ها و سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی چین در برخی کشورهای ضعیف‌تر منطقه، نگرانی‌هایی درباره افزایش وابستگی مالی و محدود شدن فضای تصمیم‌گیری اقتصادی آنها ایجاد کرده است.

    • اتحادیه اروپا: قدرت نرم، اصلاحات ساختاری و تنوع‌بخشی انرژی

اتحادیه اروپا از طریق برنامه‌های همکاری توسعه‌ای، حمایت از اصلاحات ساختاری، آموزش، حاکمیت قانون و طرح‌های اتصال منطقه‌ای، تلاش کرده است پیوندهای خود را با آسیای میانه تقویت کند. کریدور حمل‌ونقل اروپا ـ قفقاز ـ آسیا، موسوم به تراسیکا، یکی از چارچوب‌های مهم این همکاری است. اروپا همچنین به دنبال تنوع‌بخشی به منابع انرژی خود از طریق حوزه خزر و توسعه مسیرهای شرقی ـ غربی است. با این حال، ضعف برخی زیرساخت‌های فیزیکی انتقال، از جمله نبود اتصال کامل و پایدار در مسیرهای فرامرزی خزر، و تأکید اروپا بر معیارهای حقوق‌بشری و حکمرانی، موجب شده است نفوذ عملیاتی آن در مقایسه با چین و روسیه محدودتر باشد.

    • ایالات متحده آمریکا: حمایت از استقلال راهبردی و امنیت مرزی

ایالات متحده پس از کاهش حضور نظامی مستقیم خود در منطقه، تمرکز بیشتری بر ابزارهای دیپلماتیک و همکاری‌های چندجانبه، به‌ویژه قالب C5+1، گذاشته است. هدف اصلی واشنگتن، حمایت از استقلال و تمامیت ارضی پنج جمهوری آسیای میانه، کاهش آسیب‌پذیری آنها در برابر فشار هم‌زمان روسیه و چین، مقابله با تروریسم و تقویت امنیت مرزهای جنوبی منطقه است. رویکرد آمریکا در مقایسه با چین و روسیه، سرمایه‌گذاری زیرساختی مستقیم کمتری دارد؛ اما از طریق دیپلماسی، همکاری‌های امنیتی، حمایت از جامعه مدنی و توسعه ظرفیت‌های حکمرانی، بر استقلال راهبردی کشورهای منطقه تأکید می‌کند.

در این میان،آنچه حایز اهمیت است این است که تغییر رفتار جمهوری‌های آسیای میانه در سال‌های اخیر به سمت کنشگری فعال بوده است. لذا پنج جمهوری آسیای میانه را نباید «مهره‌های بی‌اراده» در رقابت قدرت‌های بزرگ فرض کرد. این کشورها، به‌ویژه قزاقستان و ازبکستان، در حال اجرای سیاست خارجی چندبرداری هستند. در این چارچوب، جمهوری‌های منطقه تلاش می‌کنند تا از رقابت میان چین، روسیه، ایالات متحده و اتحادیه اروپا برای افزایش قدرت چانه‌زنی خود استفاده کنند و استقلال تصمیم‌گیری و حاکمیت ملی خود را تثبیت کنند. کنش دیگر این کشورها، تنوع‌بخشی به مسیرهای ترانزیتی و صادراتی خود، رهایی از انحصار مسیرهای عبوری از خاک روسیه و دسترسی مستقیم‌تر به بنادر آب‌های آزاد و بازارهای جنوب، غرب و شرق است. اولویت اصلی این کشورها، دستیابی به شبکه‌ای متنوع، کم‌هزینه و قابل اتکا برای انتقال کالا، انرژی و مواد خام است. از این منظر، رقابت قدرت‌های بزرگ برای جمهوری‌های آسیای میانه تنها یک تهدید نیست، بلکه فرصتی برای کسب امتیاز، جذب سرمایه و ارتقای جایگاه ژئوپلیتیک به شمار می‌رود.

  1. نقش راهبردی ایران در اتصال ژئواکونومیک آسیای میانه

در شطرنج ژئوپلیتیک آسیای میانه، ایران به‌عنوان کلید اتصال جنوب برای کشورهای محصور در خشکی عمل می‌کند. پنج جمهوری این منطقه برای دسترسی به خلیج فارس، دریای عمان و بازارهای جهانی نیازمند مسیرهایی هستند که از نظر جغرافیایی کوتاه، از نظر سیاسی پایدار و از نظر اقتصادی رقابتی باشند. با توجه به بن‌بست‌های ترانزیتی ناشی از تحولات روسیه و ناامنی‌های شرق آسیا، ایران می‌تواند یکی از پایدارترین مسیرهای دسترسی آسیای میانه به بنادر جنوبی، به‌ویژه بندر چابهار و بندرعباس، باشد. اما مزیت جغرافیایی تنها زمانی به نفوذ پایدار تبدیل می‌شود که ایران رویکرد خود را از «کنترل فیزیکی مرز» به «ارائه خدمات لجستیکی و تجاری» تغییر دهد. این تغییر رویکرد مستلزم آن است که مرزها از نقاط صرفاً کنترلی به مراکز ارائه خدمات لجستیکی، گمرکی، مالی، بیمه‌ای، اطلاعاتی و تجاری تبدیل شوند. ایران باید با توسعه زیرساخت‌های نرم (همگون‌سازی استانداردهای گمرکی، دیجیتال‌سازی اسناد، شفاف‌سازی فرآیندها) و کاهش زمان توقف در مرزها، رقابت‌پذیری خود را در سه متغیر کلیدی زمان، هزینه و قابلیت اطمینان افزایش دهد. شبکه مکمل سرخس–دوغارون می‌تواند چارچوب عملیاتی مناسبی برای این هدف باشد. این ظرفیت از طریق دو مجرای متمایز تحقق می‌یابد.

سرخس: هاب تماس مستقیم با آسیای میانه

منطقه آزاد سرخس، نقطه اتصال مستقیم شبکه ریلی و جاده‌ای ایران به ترکمنستان و از آنجا به شبکه حمل‌ونقل آسیای میانه است. اهمیت سرخس در آن است که این منطقه می‌تواند به‌طور مستقیم جریان کالا میان ایران و کشورهای عضو جامعه کشورهای مستقل مشترک‌المنافع را مدیریت کند. مزیت‌های راهبردی سرخس شامل این موارد است:

  • برخورداری از موقعیت مرزی مستقیم با ترکمنستان
  • امکان اتصال شبکه ریلی ایران به شبکه ریلی کشورهای آسیای میانه
  • وجود تأسیسات و تجهیزات مرتبط با تفاوت عرض خطوط ریلی، از جمله امکان تعویض بوژی
  • دسترسی به مسیرهای منتهی به بنادر جنوبی ایران، بازارهای داخلی و مسیرهای غربی به سوی ترکیه و اروپا
  • قابلیت تبدیل شدن به مرکز تجمیع، تفکیک، پردازش و توزیع کالا

کارکردهای اولویت‌دار سرخس می‌تواند بر ترانزیت و پردازش گروه‌های کالایی از جمله غلات و محصولات کشاورزی، مواد معدنی و کالاهای فله، محصولات پتروشیمی، کالاهای کانتینری، مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای و محموله‌های صادراتی و وارداتی میان آسیای میانه، ایران، ترکیه و اروپا باشد. برای تحقق این ظرفیت، توسعه سیلوها، پایانه‌های کانتینری، انبارهای تخصصی، تجهیزات تخلیه و بارگیری و خدمات ارزش‌افزوده لجستیکی ضروری است.

دوغارون: هاب دالان واسط و پیونددهنده

منطقه آزاد دوغارون در مرز افغانستان قرار دارد و مستقیماً با کشورهای آسیای میانه هم‌مرز نیست. با این حال، این منطقه می‌تواند در فعال‌سازی مسیرهای ترانزیتی عبوری از خاک افغانستان نقش کلیدی ایفا کند. دوغارون در این چارچوب، دروازه ورود و خروج جریان کالا میان ایران و افغانستان و یکی از نقاط بالقوه اتصال تاجیکستان، ازبکستان و دیگر کشورهای آسیای میانه به بنادر جنوبی ایران است.

در مهمترین کریدور مواصلاتی، کریدور کتای، کشورهای قرقیزستان، تاجیکستان و افغانستان را به ایران متصل می‌کند. در این مسیر، دوغارون به‌عنوان دروازه ورود کالا به شبکه حمل‌ونقل ایران و مسیر دسترسی به بنادر جنوبی عمل می‌کند. فعال شدن این کریدور مستلزم هماهنگی میان کشورهای مسیر، تأمین امنیت حمل‌ونقل، استانداردسازی رویه‌های گمرکی، ایجاد سازوکارهای بیمه و پرداخت، و ارتقای زیرساخت‌های جاده‌ای و ریلی است.

از سوی دیگر، با تکمیل و تثبیت بهره‌برداری از راه‌آهن خواف ـ هرات و توسعه زیرساخت‌های جاده‌ای و لجستیکی دوغارون و همچنین اتصال ریلی با دوغارون (اتصال به محور خواف-شمتیغ یا مشهد-فریمان-تربت جام)، این منطقه می‌تواند به گره اصلی مدیریت و تسهیل جریان کالا میان افغانستان و ایران تبدیل شود. چنین ظرفیتی، به‌صورت غیرمستقیم، هزینه و زمان ترانزیت کالا برای کشورهای محصور در خشکی آسیای میانه، به‌ویژه تاجیکستان و ازبکستان، را کاهش می‌دهد و مسیرهای جایگزین و مکملی برای دسترسی به آب‌های آزاد فراهم می‌کند.

مقایسه مأموریت سرخس و دوغارون

محور مقایسه

سرخس

دوغارون

جایگاه جغرافیایی

مرز مستقیم ایران با ترکمنستان

مرز ایران با افغانستان

نوع نقش

هاب تماس مستقیم با آسیای میانه

هاب دالان واسط و پیونددهنده

شیوه حمل غالب

ریلی و جاده‌ای

عمدتاً جاده‌ای، با ظرفیت توسعه ریلی

کشورهای هدف

ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان و دیگر کشورهای آسیای میانه

افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان و قرقیزستان از مسیر افغانستان

کالاهای اولویت‌دار

غلات، مواد معدنی، کالاهای فله و کانتینری

کالاهای عبوری، محموله‌های تجاری افغانستان و ترانزیت منطقه‌ای

زیرساخت‌های کلیدی

تعویض بوژی، پایانه ریلی، سیلو و انبار

تثبیت محدوده منطقه آزاد، پایانه مرزی، تیرپارک، جاده، گمرک و خدمات لجستیکی و طرح اتصال ریلی

اولویت مدیریتی

افزایش ظرفیت ریلی و پردازش بار

کاهش توقف کامیون و تسهیل عبور مرزی و خدمات نرم‌افزاری

  1. چالش‌های پیش‌رو در توسعه کریدورهای شمال‌شرق
    • پیچیدگی‌های سیاسی و امنیتی در مرزهای شرقی

ناپایداری‌های احتمالی یا تغییر رفتار سیاستی در افغانستان می‌تواند هماهنگی‌های مرزی، امنیت مسیرها و استمرار جریان تجارت در پایانه دوغارون را تحت تأثیر قرار دهد. هرگونه اختلال در امنیت مسیر، هزینه بیمه و حمل‌ونقل را افزایش داده و قابلیت پیش‌بینی کریدور را کاهش می‌دهد.

    • ناهمخوانی زیرساخت‌های ریلی و جاده‌ای

تفاوت عرض خطوط ریلی، نیاز به عملیات تعویض بوژی و محدودیت ظرفیت برخی پایانه‌ها، زمان و هزینه جابه‌جایی را در سرخس افزایش می‌دهد. در مسیر دوغارون نیز ظرفیت محدود ناوگان جاده‌ای، کمبود پارکینگ و امکانات خدماتی، و فرسودگی برخی زیرساخت‌های جاده‌ای از موانع اصلی به شمار می‌رود. در خصوص دوغارون نیز با توجه به وجود طرح توسعه اتصال ریلی به منطقه آزاد دوغارون، لازم است تا نحوه اتصال آن به شبکه ریلی مورد بازخوانی قرار گیرد.

    • تداخل وظایف و بروکراسی مرزی

موازی‌کاری میان سازمان‌های مستقر در مرز، از جمله گمرک، راهداری، مرزبانی و مدیریت مناطق آزاد، موجب افزایش مراحل اداری، طولانی شدن زمان توقف و بالا رفتن هزینه‌های ترانزیت می‌شود. نبود پنجره واحد واقعی و تبادل ناکافی داده میان دستگاه‌ها، یکی از عوامل مهم کاهش رقابت‌پذیری کریدورهای ایران است.

    • رقابت کریدورهای موازی

روسیه و چین در تلاش‌اند کریدورهای شمالی و شرقی ـ غربی را فعال نگه دارند و مسیرهای تجاری جایگزینی ارائه کنند که ایران را دور می‌زنند. همچنین مسیرهای عبوری از قفقاز، دریای خزر و ترکیه، در صورت برخورداری از زمان و هزینه رقابتی، می‌توانند بخشی از تقاضای ترانزیتی آسیای میانه را جذب کنند.

    • ریسک‌های مقرراتی و مالی

بی‌ثباتی تعرفه‌ها، محدودیت‌های مالی و بانکی، دشواری انتقال وجوه، نبود سازوکارهای بیمه‌ای مناسب و تغییرات مکرر در مقررات تجاری، از عوامل کاهش‌دهنده اعتماد فعالان اقتصادی و شرکت‌های بین‌المللی به مسیرهای ترانزیتی ایران هستند.

  1. جهت‌گیری‌های راهبردی و توصیه‌های سیاستی

الف- تفکیک و تعریف مأموریت تخصصی

سرخس باید بر توسعه حمل‌ونقل ریلی، ترانزیت کانتینری و فله، ایجاد سیلوهای بزرگ غلات، توسعه پایانه‌های چندوجهی و ایجاد انبارهای پردازش مواد اولیه آسیای میانه تمرکز کند و دوغارون باید بر روان‌سازی جریان جاده‌ای، توسعه تیرپارک‌های هوشمند، نوبت‌دهی الکترونیک، خدمات گمرکی سریع، مدیریت صف کامیون‌ها و ایجاد خدمات مالی، بیمه‌ای و داوری تجاری برای فعالان ایرانی، افغانستانی و آسیای میانه متمرکز شود.

ب- ایجاد مدیریت یکپارچه مرزی

اعمال کامل ظرفیت‌های قانونی مرتبط با مدیریت مناطق آزاد، از جمله ماده ۶۵ قانون احکام دائمی برنامه‌های توسعه کشور، باید با هدف کاهش مدیریت‌های چندگانه و راه‌اندازی پنجره واحد خدمات مرزی دنبال شود. مدیریت یکپارچه مرزی باید شامل مواردی از جمله تبادل برخط داده میان دستگاه‌های مرزی، ثبت و پردازش الکترونیکی اسناد، هماهنگی زمان‌بندی عملیات گمرکی و حمل‌ونقل، استقرار نظام نوبت‌دهی و کنترل صف، تعیین شاخص‌های عملکردی برای زمان ترخیص و عبور و پاسخ‌گویی واحد به صاحبان کالا و شرکت‌های حمل‌ونقل باشد.

ج- توسعه دیپلماسی حمل‌ونقل چندجانبه

ایران باید فعال‌سازی و اجرای عملی موافقت‌نامه‌های ترانزیتی، از جمله موافقت‌نامه عشق‌آباد و کریدور کتای، را با مشارکت فعال کشورهای آسیای میانه، افغانستان و سایر کشورهای مسیر دنبال کند. این دیپلماسی باید بر ایجاد مسیرهای منظم، توافق درباره تعرفه‌های ترجیحی، هماهنگی استانداردهای حمل‌ونقل، تسهیل صدور مجوزها و حل اختلافات تجاری متمرکز باشد.

د- توسعه زیرساخت‌های چندوجهی

برای افزایش جذابیت کریدورهای شمال‌شرق، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های زیر ضروری است:

  • پایانه‌های ریلی و جاده‌ای چندوجهی
  • مراکز لجستیکی و انبارهای تخصصی
  • سیلوها و پایانه‌های غلات
  • پایانه‌های کانتینری
  • تجهیزات تخلیه، بارگیری و تعویض بوژی
  • تیرپارک‌های مجهز و هوشمند در دوغارون
  • سامانه‌های پایش و ردیابی محموله
  • مراکز خدمات فنی، تعمیرگاهی و رفاهی برای ناوگان حمل‌ونقل

ه- کاهش سه متغیر کلیدی رقابت‌پذیری کریدورها

رقابت‌پذیری مسیرهای ایران بیش از هر چیز به کاهش دو متغیر اصلی زمان به معنای کاهش توقف کامیون‌ها و واگن‌ها در مرز و تسریع عملیات تخلیه، بارگیری و ترخیص و متغیر هزینه به معنی حذف هزینه‌های پنهان، کاهش رفت‌وبرگشت‌های اداری و ارائه تعرفه‌های شفاف و رقابتی وابسته است. همچنین، تثبیت قوانین، تعرفه‌ها و رویه‌های تجاری و اطلاع‌رسانی دقیق و به‌موقع به فعالان اقتصادی به بهبود پیش‌بینی‌پذیری خواهد انجامید.

به‌عنوان جمع‌بندی باید بیان نمود که آسیای میانه در حال حرکت از الگوی وابستگی به یک قدرت مسلط به سوی موازنه‌سازی میان چند شریک خارجی است. روسیه همچنان نفوذ امنیتی و تاریخی قابل‌توجهی دارد، چین در حوزه اقتصاد و زیرساخت نقش غالب ایفا می‌کند، اتحادیه اروپا از ابزارهای قدرت نرم و همکاری توسعه‌ای بهره می‌گیرد و ایالات متحده بر استقلال راهبردی و امنیت منطقه‌ای تأکید دارد. در چنین محیطی، ایران می‌تواند با تبدیل موقعیت جغرافیایی خود به مزیت ژئواکونومیک، جایگاه مؤثرتری در شبکه اتصال آسیای میانه به بازارهای جهانی به دست آورد. تحقق این هدف، مستلزم آن است که نقش سرخس و دوغارون به‌صورت تخصصی و مکمل تعریف شود. به این صورت که سرخس باید به هاب مستقیم ریلی و لجستیکی ایران با آسیای میانه تبدیل شود و دوغارون باید به هاب واسط اتصال افغانستان و کشورهای آسیای میانه به شبکه حمل‌ونقل و بنادر جنوبی ایران ارتقا یابد. در نهایت، موفقیت این دو محور نه صرفاً به ساخت زیرساخت، بلکه به کیفیت حکمرانی مرزی، ثبات مقررات، امنیت مسیر، دیپلماسی فعال حمل‌ونقل و توانایی ایران در ارائه مسیرهایی سریع، کم‌هزینه و قابل پیش‌بینی وابسته است.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha